تبليغاتX
ارجاف فحل
 
 
درود...ما برگشتیم چی خیال کردید..که ما رفتیم و اینجا را بی صاحاب گذاشتیم..
زهی خیال باطل...ما که اینجا را راحت گیر نیاوردیم...شاید خودش مفتی باشه
ولی کم که وقت نذاشتیم و پول اینترنت و برق تو جیب بخش خصوصی و دولتی
نکردیم که حالا اینجا را بذاریم همینجور بمونه و خاک بخوره البته تعداد وبلاگهای
بی صاحاب زیادند که مثل قبرهای که توشون مرده نیست نه میشه براشون
فاتحه خوند و نه می شه دیگه بهشون سرزد ، و ما هم از ترس همون روز بود
که زندگی مادی را بی خیال شدیم و دوباره چراغ سوسو کنان این قبر رو روشن
کردیم تا شاید اگر روزی مثنوی خداحافظی رو خوندیم و تو زیر زمین خونمون ضبط
کردیم و گذاشتیم برای پائین گذاری (دانلود)یه قبر هم تو دنیای مجازی داشته
باشیم که هر چند گاهی از صدقه سر موتورهای جستجو ، گذر  کسی به اینجا
بیفته و فاتحه ای نثارمان کند.
بگذریم ... امسال خوشحال و شنگول بودیم که حداقل دیگه تابستون درگیر
درس و کتاب و ترم تابستونی و امثالهم نیستیم که خبر رسید اولیاء الامور
محبوب در خم یک کوچه گیر کرده و دست یاری به سوی تمام متفکرین و
متصدمین و متعهلین و مستاجرین و مرتجعین و محصلین و مستعدین و تمام
اهالی این سرزمین با دین و بی سیاست و هر صاحب نظر و نخبه و پخمه و
سخندانی که تریبون آزاد زیاد دارد دراز کرده و خواستار مساعدت کوتاه مدت
بدون سود و کارمزد جهت تغییر ساختار و ساختمان خزانه داری مرکزی
مساعدتگاه اجتماعی ، مدیریت و برنامه و از همه مهم تر تالیف کتاب چگونه
پول نفت را به سر سفره آوریم می باشند.
و از آنجایی که وصف صداقت و حمایت و رفاقت حامی زبان زد تمام کوچه های
اطراف است ، شایسته ندیدم خود را در اینجا نخبه و آدم نشناخته و کاری
نکنیم از این رو کمی لوحهء یانگوم را  کنار گذاشته و قصد کردیم که جهت
راس و ریس کردن امور ، از حاشیه به گود آمده و خود لنگ را در دست گیریم
و تمام اقکار و حقایق و سرچ های خود را جمع کردیم و در نومچه ای بسوی
دارالملک گسیل داشتیم تا ببینیم چه شود و چه خوش آید...دیگر عرضی نیست!  
+ نوشته شده در  شنبه بیستم مرداد 1386ساعت 16:31  توسط حامی  | 

 
Templated by: ARJAF ver3.5 © Spring 2008