تبليغاتX
ارجاف فحل
 
 
خواست کردیم که از باب بروز رسانی وبگاه مان موشواره و کلید واره در دست گیریم و
صفحه ای سیاه کنیم تا شاید اندکی از غمی که به مانند سوزن در پشتمان فرو رفته
کاسته شده و مرحمی باشد بر دل بی رحم مان.
شنیده های منقرض شده حاکی بر آن است که دسته ای از نظامیون بریتانیایی که از
 اقبال خوشمان وصف مهرورزی و عدل و صفای پرزیدنت را از رسانه های فرنگی شنیده
 بودند خواستندکه در ایام عید برای عرض تبریک و روبوسی خدمت ایشان برسند،
 ولی از آنجا یی که مملکت در آن ایام تعطیل بود و هیچ اتوبوس و تاکسی و درشکه ای
 پیدا نکردند با کرایه یک کشتی قصد سفر کردند ولی باز هم از آنجایی که مملکت در
 آن ایام تعطیل بود هیچ کس خبر دار نشد الا چند سربازی که مرخصی شان رد شده
 بود آنها را دیده و حدس و گمان جاسوسی زده و آنها را متوقف و دستگیر کرده و به
 تخت گاه آورده و الباقی...
از طرفی همانطور که اخراجی ها ملت را به خنده واداشته ، سیصد نیز عده ای را به
گریه واداشته و آنچنان غوغایی به پا کرده که از بلوای خلیج همیشه فارس  نیز
بیشتر گشته ، به نقل از بعضی ها که به مکتب نمی رفتند و وقتی میرفتند جمعه بود
در خاک ما آنقدر فیلم های معناگرا ساختند که دیگر رمقی برای ساختن فیلمهای
حماسی و تاریخی و شاهنشاهی نمانده چه برسد به دفاع از انسانیت و صلح جویی
کوروش و داریوش و خشایار و دیگر عجمیان.
باشد که روزی سرمان به سنگ تیزی بخورد و بشکند و بعد از مرگ سهراب به دنبال
نوشدارو بگردیم البت اگر تا آن زمان سهراب سر از سینمای هالیوود و بالیوود و چین
و چمن در نیاورده باشد...دیگر عرضی نیست.

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم فروردین 1386ساعت 3:8  توسط حامی  | 

 
Templated by: ARJAF ver3.5 © Spring 2008