تو این آخر سالی حسابی به سرم زده که حداقل چند خطی شعر نو بگویم که اگر در این سفری
که به خراسان رضوی دارم ناکام از دار دنیا آویزون شدیم ما را بخاطر اهانت ها و نصیحت های
بی خردانه ببخشایید. این شعر نوی ماست که اونقدر چپ و چوله شده که نمی دونم تو اون دنیا
چه جوری تو روی نیما و سهراب و ... نیگاه کنم در پایان امیدوارم که انسانها مقداری
سر عقل بیان و در سال آینده روی همراه ها دیگه تصویری از انفجار و سر بریدن و تیکه تیکه کردن
و تجاوز و...نبینید.
سالی سپری شد
عمری که گذر کرد
یک عمر نگفتیم
فردا کی سفر کرد
نشستم و دیدم
تابرسم به فردا
فردا که همین امروزه
امروز که همان فرداست
مسافریم و اهل سفر
در صفر و محرم اهل پرواز
پرواز به رویا
رویا به پرواز
هیچ کس نمی داند
کی شود آغاز
+
نوشته شده در جمعه بیست و پنجم اسفند 1385ساعت 10:34  توسط حامی
|